فصلنامه بیست! و توسعه اقتصادی

بهار موسم رویش است و طراوت نوروزی زمینه‌ساز عرفی معمول که ترازنامه عملکرد سال گذشته به کنکاش گذاشته شود. پایان سال تقویمی پایانی سال مالی نیز هست و پایان این دو و مقایسه عملکردها زمانی نکوست که آدمی کارنامه اعمال خود را در ترازوی ارزیابی و سنجش قرار داده و براساس بارم‌بندی منصفانه به خود نمره دهد و از دیگران نیز در‌خصوص این نمره نظر‌خواهی کند که بهترین نمره را کسانی در کارنامه ما درج می‌کنند که محصول عملی و فکری ما به طور مستقیم در اختیار آنها قرار گرفته باشد و یا به عبارتی مصرف‌کننده محصوص اندیشه و عمل ما باشند و از آنجا که آنان مشتری ما هستند و هر نمره‌ای که به ما بدهند حق است، زیرا در قاموس ما همیشه حق با مشتری است.
انتشار شماره بیست فصلنامه بانک با بهار سال هشتاد‌و‌یک مصادف شده است؛ تقارنی میمون که با معنویات ایام محرم بهانه‌ای مناسب برای نگاهی اجمالی بر آنچه که گذشته است، به ما دست می‌دهد تا ببینیم طی مدتی که گذشت چه عملکردی داشته‌ایم؟ چه کارنامه‌ای از خود بر جای گذاشته‌‌ایم؟‌ قضاوت جامعه نسبت به عملکرد ما چگونه بوده است؟‌و ... بی‌تردید فراز و نشیبها و پیچ و خمهایی که پیموده شده است و اغماضهایی که از سوی خوانندگان اعمال شد، مسئولیت ما را سنگین‌تر می‌کند.
از ابتدای آغاز انتشار فصلنامه که پیش شماره صفر تقدیم خوانندگان شد،‌ تاکنون که بیست فصل از آن زمان می‌گذرد،‌ همکاران بسیاری در بخشهای مختلف فصلنامه- چه تحریر و چه فنی- کوشیدند تا بتوانند با گردآوری مجموعه‌ای آموزشی و اطلاع‌رسانی در راه اعتلای علمی خوانندگان گام بردارند. چه آنان که پایه‌گذار فصلنامه بوده‌اند و چه آنان که در‌حال‌حاضر کسوت خدمت به شما بر تن کرده‌اند و این خوانندگان فرهیخته و نکته‌سنج هستند که حاصل 20 شماره از فصلنامه را ارزشگذاری می‌کنند و با رضایت یا عدم رضایت خود نمره قبولی و یا ردی را در کارنامه فصلنامه بانک حک می‌کنند. اما از این سو هر چه هست تلاش و دقت فراوان برای تهیه مجموعه‌ای مفید برای علاقه‌مندان علوم بانکی و مدیریتی است و امیدواریم که در هر شماره گذشته بازتاب خواسته‌ها و سؤالات خوانندگان در قالب میزگرد، گزارش، مقاله و ... باشیم تا نتیجه چه باشد.
در راه انتشار یک مطبوعه سلائق و گرایشهای مختلفی دیده می‌شود و هیچ‌گاه نمی‌توان ادعا کرد که مسیر پیموده شده بدون نقص و اشکال بوده است و اگر این نواقص بازتاب نداشته باشد به طور حتم این خشت تا ثریا کج خواهد رفت. درج این سطور بهانه‌ای برای پرداختن به تلفن گرم و صمیمانه همسر رئیس یک شعبه بانک در استان همدان است که با گلایه گفتمان حاکم بر نشریات بانک را برگرفته از فرهنگ امر و نهی می‌دانستند و اعتقاد داشتند که در نشریاتی که همسرشان به منزل می‌بردند فقط برای کارکنان دستور اجرایی صادر می‌شود و هیچ‌گاه به مسائل فارغ از بحثهای تئوریک به صورت اجرایی نگریسته نمی‌شود تا یکطرفه به قاضی رفته و احکام یکطرفه صادر نشده باشد.
هر‌چند انتقاد فوق می‌تواند در کارنامه فصلنامه نشان از کاهش نمره داشته باشد اما نباید این نکته را نادیده گرفت که فصلنامه بانک در تلاش است که با ایجاد بستری مناسب برای ارائه بحثهای روز اقتصادی، بانکی و مدیریت ... در زمینه‌های مختلف نقطه‌‌نظرات بعضاً متضاد را برای ایجاد سؤال پایه‌ای در خوانندگان به وجود بیاورد. از آنجا که نویسندگان فصلنامه عموماً در عرصه اقتصادی،‌ بانکی و مالی دستی بر آتش دارند بحثهای تئوریک را به صورت کاربردی در قالب گفت‌و‌گو و مقاله ارائه می‌دهند و راه‌حلهای ارائه شده و یا بیان مشکلات سیستمیک دلیل بر آشنایی آنان از وضعیت موجود است، ضمن اینکه بحثهای علمی به موجب وجود شرایط عینی اعتبار می‌یابد که تمام تلاش ما بر این است که به این مهم نیز دست یافته شود.
خوب بگذریم، قریب به دو دهه و نیم از انقلاب اسلامی ایران سپری شده است. پس از سالهای جنگ تحمیلی مسئولان و مدیران کشور بحث توسعه اقتصادی را ترجیع‌بند سخنان خود قرار دادند. شعاری که در عمل رشد اقتصادی همراه با تغییرات و تحولاتی کیفی را موجب می‌شود و این همان شاه‌کلیدی است که بسیاری از کشورهای بزرگ و کوچک جهان به آن به دیده یک هدف و آرمانی بزرگ می‌نگرند.
در مقیاس توسعه اقتصادی جایگاه ما کجاست؟‌ در رسیدن به اوج قله دستیابی به توسعه اقتصادی چه وقت زمان لازم است؟ سیستم بانکی چه نقشی در این مهم داشته است و چه باید می‌کرده و چه باید بکند؟ این موضوعی است که اختصاص به بیستمین شماره فصلنامه بانک داشته است آیا راه طی شده نمره در خور توجهی به دست می‌آورد.
در علم اقتصاد گروهی به دیدگاه مدرنیزه اعتقاد دارند. آنها توسعه ‌نیافتگی را نتیجه عوامل داخلی و وجود دایره خبیثه فقر «دور تسلسل» می‌دانند، آنان معتقدند در کشورهای توسعه‌نیافته درآمد پایین بازتابی است از قدرت تولید و باروری کم این کشورها، که این نیز ناشی از کمبود سرمایه است. یعنی وجود فقر باعث خواهد شد که میزان سرمایه‌گذاری پایین باشد و پایین بودن میزان سرمایه‌گذاری موجب خواهد شد که اشتغال پایین بیاید و پایین بودن میزان اشتغال سبب کاهش میزان درآمد خواهد شد و کم‌ بودن میزان درآمد باعث پایین بودن میزان تقاضای پس‌انداز می‌شود و آن نیز سبب پایین بودن میزان سرمایه‌گذاری می‌شود و در حلقه زنجیره آخر پایین بودن میزان سرمایه‌گذاری خود باعث فقر خواهد شد و به این ترتیب این دایره بسته خواهد بود.
بدون شک سیستم بانکی برای خروج از این دور تسلسل و استفاده ابزاری برای نیل به توسعه اقتصادی نقشی محوری ایفا خواهد کرد. با نگاهی به عملکرد کشورهای موفق در حال توسعه و یا کشورهای توسعه‌‌یافته به خوبی می‌توان نقش بارز سیستم بانکی را مشاهده کرد.
در ایران نیز سیستم بانکی کشور در برنامه‌های اول و دوم توسعه براساس آمار و ارقام ارائه شده نقش بسزایی در راه‌اندازی طرحهای اقتصادی داشته‌اند که به عنوان مثال بانک صادرات ایران به تنهایی در برنامه اول توسعه بیش از 15 هزار طرح تولیدی و صنعتی را از لحاظ تسهیلات مالی- اعتباری تحت پوشش خود قرار داده است و بانکهای دیگر نیز به تناوب در این راه گامهای بسیاری برداشته‌اند، اما نکته‌ای که همواره حایز اهمیت است، نقطه نظرات بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران بانکی است که در اظهار‌نظرهای رسمی خود سیستم بانکی را با شرایط موجود ناکارا می‌دانند. از عمده دلایل این گروه،‌ دولتی بودن سیستم بانکی کشور و فقدان نوآوری و در نتیجه پایین بودن سودآوری است، ضمن آنکه اعتقاد بر این است که با نبود رقابت موازی و عدم انگیزه در مدیران و کارکنان بانک،‌ سیاست همگامی در راه نوسازی اقتصاد کشور و در نهایت رشد و توسعه اقتصادی به جا خواهد ماند.
گروهی دیگر از اقتصاددانان معتقدند،‌ این تصور که بانکهای دولتی کارآیی ندارند و با خصوصی‌سازی بانکها تمام مشکلات حل می‌شود،‌ تصوری نادرست است. زیرا خصوصی کردن بانکها لزوماً به کارآیی و سود‌دهی بیشتر و خدمات بهینه ختم نمی‌شود و رشد و توسعه جدای از اقتصاد کلان یک کشور نیست تا زمانی که نتوان به یک ثبات نسبی در اقتصاد کلان دست یافت، به‌هیچ‌وجه نمی‌توان انتظار داشت که سیستم بانکی کشور به سوی رشد و توسعه حرکت کند، به عبارت دیگر نباید به این موضوع به صورت انتزاعی برخورد کرد.
به‌هر‌حال نکته حایز اهمیت این است که صاحبنظران، سیستم بانکی را مقدمه‌ای بر توسعه اقتصادی تلقی می‌کنند و عدم رشد کافی را به دلیل ضعف استفاده از نقاط قوت و امکانات موجود به نحو مطلوب می‌دانند. در‌ این خصوص راه‌اندازی بانکهای خصوصی و اهمیت جایگاه بانکهای دولتی در رشد و توسعه اقتصادی و کنار هم قرار دادن این دو بخش،‌ زمینه مناسبی است که صاحبنظران را به چالش فرا می‌خواند، ضمن اینکه نباید هیچ‌گاه نقش ارزنده سیستم بانکی کشور در دوره سازندگی را نادیده انگاشت، بلکه می‌توان راه‌چاره‌‌های جدیدی ارائه داد و با برنامه‌ریزیهای جدید و انتقادهای سازنده بستر لازم را برای رشد و توسعه اقتصادی فراهم ساخت،‌ اما هیچگاه نباید نقش محوری و اساسی سیستم بانکی کشور را- که از تولد جدید آن فقط نزدیک به ربع قرن می‌گذرد- کم‌رنگ جلوه داد.
فصنامه بانک در تداوم پرونده ویژه توسعه (که در شماره گذشته به بحث توسعه انسانی اختصاص داشت) در این شماره ارائه‌گر چالش صاحبنظران صاحب‌نام عرصه اقتصاد و بانکداری در‌خصوص توسعه و بانکداری است، به امید آنکه متولیان و مجریان و عوامل توسعه اقتصادی از تجارب مثبت و منفی گذشته استفاده بهینه برده تا در عرصه جهانی جایگاهی مطلوب به نام جمهوری اسلامی ایران ثبت شود. ان‌شاءا...
​​​