ا​خلاق مدیریت

علی‌اصغر اخلاقی
در مجموعه مدیریت‌های شناخته شده دنیا، محدودیت براساس یک مرکزیت تعریف شده و مدیریت در نظام‌های خودکامه براساس تحکم و دیکته کردن نقطه نظرات خود بنا شده است.
در نظام‌های نفاق، مدیریت براساس ارادت سالاری و تغییر ماهیت‌های پی‌در‌پی استوار شده و در مدیریت‌های سرمایه‌گرا، مدیریت از تمامی ارزشها برای رسیدن به سود بیشتر بهره می‌جوید.
اما در نظام‌های مدیریت الهی که مدیران آن، پیامبران و قانون اساسی آن، منبع وحی و مجموعه تحت نظارت آن «ید واحده» هستند، مبنا و اساس مدیریت بر اخلاق بنیان نهاده شده است.
در تمام ادیان، یک پیامبر هتاک، مهاجم، منزوی و عهد‌شکن دیده نمی‌شود، یعنی تمامی پیامبران الهی در طی زمانهای گوناگون اسوه و الگوی اخلاق بوده‌اند.
مهمترین نکته این است که پیامبران الهی در طول تاریخ بشر، مفاهیم اخلاقی را از هسته اولیه آن رشد داده‌اند تا چون جوانه‌ای و سپس بوته‌ای و آنگاه نهالی نوپا و بعد به درختی تناور تبدیل شده است و با بعثت رسول گرامی اسلام این درخت تناور به شکوفه نشسته و میوه نهایی خود را به جامعه بشری عرضه نموده است.
و این مهم در بیان رسول مکرم اسلام این‌گونه بیان شده است:
«همانا من برای تکمیل والاییهای اخلاق بشر برانگیخته شدم»
از این حدیث شریف سه نکته قابل تعمق است:
1- بیان هدف بعثت
2- توجه دادن به سیر تکاملی اخلاق که از سوی پیامبران سلف آغاز و تکمیل و اتمام آن به دست رسول خاتم است.
3- توجه به اصل مکارم که اصالت را در مجموعه والایی‌ها به اخلاق منتسب می‌کند.
با مرور بر منابع اسلامی، شیوه‌ای خاص در مدیریت اولیای خداوند دیده می‌شود که این نوشتار براساس سنت پیامبر خدا (ص) و سیره ائمه معصومین (ع) و بر پایه آیات و احادیث به بررسی‌ اخلاق مدیریت می‌پردازد.
آثار و برکات حسن خلق
مکارم اخلاقی هدف نهایی بعثت پیامبر اکرم (ص) بوده است. آثار و برکات زیادی بر حسن سلوک و مکارم اخلاق مترتب است که به پاره‌‌ای از آن اشاره می‌شود:
1- حسن اخلاق مایه سعادت است؛
پیامبر خدا فرمود: «یکی از عوامل سعادت انسان حسن خلق است.»
2- حسن خلق باعث تحکیم روابط اجتماعی بر پایه مهر و محبت می‌شود؛
پیامبر اسلام فرمود: «اخلاق نیک ‌دوستی و محبت را تحکیم می‌بخشد.»
3- حسن اخلاق سب آبادانی و عمران جامعه می‌شود.
امام صادق (ع) فرمود: «نیکی کردن و خوش اخلاقی، شهرها را آباد و عمرها را زیاد می‌سازد.»
4- حسن اخلاق نشانه رشد اندیشه و کمال عقل است؛
امام صادق (ع) می‌فرماید: «کاملترین مردم از نظر عقل کسی است که اخلاقی نیکوتر داشته باشد.»
5- حسن اخلاق مایه عزت و سربلندی است؛
علی‌ (ع) فرمود: «چه بسا عزیزی که اخلاق بد مایه ذلت او گشته و چه بسا ذلیلی که خوش اخلاقی او را به عزت رسانده است.»
6- حسن اخلاق زندگی مادی انسان را بهبود می‌بخشد؛
امام صادق (ع) فرمود: «اخلاق نیکو روزی آدمی را افزایش می‌دهد.»
7- حسن اخلاق در قیامت، کفه اعمال نیک را سنگین‌تر می‌سازد.
پیامبر خدا (ص) فرمود: «چیزی در میزان اعمال، سنگین‌تر از خوش‌خلقی نیست.»
حسن خلق؛ عامل مهم موفیقت‌های پیامبر اسلام
از‌جمله عوامل مهمی که منجر به موفقیت رسول مکرم اسلام (ص) در دوران مدیریت آن حضرت شد، توجه به اصل اصیل اخلاق نیک و حسن سلوک با مردم بود.
نمونه این ادعا توصیه‌های آن حضرت به اطرافیان خویش است که می‌فرمودند:
«ای فرزندان عبد‌المطلب شما نمی‌توانید با ثروتهای خود مردم را راضی کنید. با گشاده‌رویی و برخورد نیکو با آنان روبه‌رو شوید تا دلهایشان را به سوی خود معطوف دارید.»
قرآن کریم یکی از عوامل موفقیت پیامبر اسلام را در مدیریت اخلاق نیک می‌داند و با صراحت می‌گوید:
«حسن اخلاق و مهربانی تو با مردم رحمتی است از جانب خداوند و اگر تندخو و سخت‌دل بودی، مردم از اطراف تو پراکنده می‌شدند.»
چه بسیارند مدیرانی که با داشتن خصوصیاتی همانند قاطعیت، تخصص، قدرت و آگاهی لازم در سطحی بالا قرار داشته‌اند، ولی به خاطر رعایت نکردن مسائل اخلاقی در حوزه مدیریت موفقیت مطلوب را کسب نکرده‌اند و در‌نتیجه با ناکامی روبه‌رو شده‌اند.
هدف اصلی در اسلام
اهدافی که دین مقدس اسلام در حوزه مدیریت دنبال کرده است، حسن خلق، اطاعت اوامر الهی، ادای تکلیف دینی و جلب رضای پروردگار است. نتایج معنوی اخلاق حمیده، تکامل روح، پاکی فکر، تعالی معنوی، غلبه بر هوای نفس، تخلق به فضایل و نیل به رستگاری ابدی است و فواید دنیوی آن گسترش دوستی، تقویت روابط اجتماعی، کسب محبوبیت، افزایش سود مادی و رفاه و آسایش زندگی است. برعکس سوء خلق برای بشر تیره‌روزی و بدبختی به بار می‌آورد و آدمی را از سعادت مادی و معنوی باز می‌دارد.
اخلاق در مدیریت از دیدگاه اسلام
اسلام برای مدیریت اصولی را توصیه کرده است که بدون آن مدیریت اخلاقی اسلامی محقق نخواهد شد. مهمترین اصول اخلاقی مدیریت اسلامی را می‌توان به شرح زیر برشمرد:
1- راز‌داری و پوشش عیوب
تفاوت‌های فردی در مجموعه سازمان، گروهی را که دارای ویژگی‌های مثبت هستند و در رده بالاتر قرار دارند، با افراد معمولی و عادی در سطوح مختلف قرار داده و سنجش و نگرش واحد به این مجموعه، گروهی را دارای عیب و گروهی را دارای مزیت نشان می‌دهد.
مکارم اخلاق هدف نهایی بعثت رسول اکرم (ص) بوده، آثار و برکات زیادی بر حسن سلوک و مکارم اخلاق مترتب است.
برخورد یک مدیر اخلاقی با عنایت به تأثیر منفی پرده‌دری در‌مواقع عیوب افراد، رازداری و پوشش عیوب کارکنان در مجموعه سازمان است. بنابراین:
الف) مدیر بایداز برملا کردن عیوب و شکستن روحیه کارکنان بپرهیزد.
در رهنمود امام علی (ع) به مالک‌اشتر آمده است: «همانا مردم را عیبهایی است که سزاوارترین افراد برای پوشاندن آن عیوب، حاکم و مدیر جامعه است. درصدد کشف عیوب پنهانی مردم مباش، بلکه وظیفه‌ داری که آنچه بر تو آشکار شده، اصلاح کنی و آنچه از تو مخفی است خداوند خود درباره‌اش حکم خواهد کرد. پس تا آنجا که می‌توانی عیوب مردم را بپوشان تا خداوند عیوبی را که دوست می‌داری برای مردم فاش نگردد همچنان پنهان بدارد.»
ب) مدیر در هنگام هشدار به عیب، بدون بردن نام فرد خاصی موضوع را به طور کلی بیان کند.
شیوه مدیریتی پیامبر اکرم (ص) این بود که:
وقتی آن حضرت اطلاع پیدا می‌کرد شخصی گناهی انجام داده است، در برخورد با آن خطاکار نام او را نمی‌برد و آبروی او را نمی‌ریخت و نمی‌فرمود چرا فلان شخص چنین خطایی را مرتکب می‌شود، بلکه به صورت کلی می‌فرمود: چرا چنین کسانی این خطا را انجام می‌دهند.
ج) استفاده مدیر از زبان کنایه برای توجه دادن فرد به عیوب.
در این خصوص علی (ع) می‌فرماید: «لغزش شخص عاقل را با کنایه بیان کردن به مراتب برای او از سرزنش صریح دردناکتر است.»
د) تذکر دادن خصوصی معایب در صورت لزوم
امام حسن عسکری (ع) می‌فرماید: «کسی که برادرش را در پنهان موعظه کند، او را زیبا ساخته است و کسی که به طور آشکار به او پند می‌دهد او را زشت کرده است.»
ه) یادآوری محاسن فرد در هنگام بیان نقایص و تطهیر عیوب و سرزنش بدی به جای شخص.
امام صادق (ع) به فردی که شراب خورده بود، می‌فرمود: «کار خوب از هر‌کس که باشد خوب است، ولی از تو به خاطر ارتباطی که با ما داری، خوبتر است و کار بد از هرکس سرزند بد است و از تو بدتر.»
2- توجه مدیر به یک مکانیسم اجتماعی
امام علی (ع) در بیانی زیبا به کارگزاران خود در خصوص هنجارهای مخرب اجتماعی امام علی (ع) در بیانی زیبا به کارگزاران خود در‌خصوص هنجارهای مخرب اجتماعی می‌فرماید:
«آنان‌ که خود دارای عیوبی هستند دوست می‌دارند عیبهای دیگران را شایع کنند تا راه عذرشان برای زشتیها توسعه یابد و با این کار از شدت اعتراضها نسبت به خود بکاهند.»
3- معاشرت
محیط یکی از اصلی‌ترین عوامل در شکل‌دهی شخصیت اجتماعی افراد است. اگرچه این مهم ره‌آورد دانش رواشناسی و جامعه‌شناسی است، اما دین مبین اسلام که علمی‌ترین اندیشه‌های جهان بشری را کامل کرده، بر این مهم تأکید ورزیده و در بحث مدیریت و اخلاق مدیریت، معاشرت را یک نکته کلیدی و مهم تلقی کرده است.
حضرت علی (ع) در نامه‌ای به حارث همدانی به او تأکید می‌کند که محیط خویش را پاکسازی و مساعد کند و در این خصوص می‌فرماید:
«از مصاحبت و مجالست با تبهکاران بپرهیز، زیرا پیوند زشت سرانجام زشتی به بار می‌آورد.»
اسلام رابطه با ستمگران را که به حقوق دیگران تجاوز کرده‌اند، درصورتی‌که اعمال ظالمانه آنان محسوب شود، با خروج و بیگانگی از اسلام مساوی می‌داند و به فرموده حضرت علی (ع)، «هر آن‌کس که آگاهانه با ستمگری همراهی نماید از آیین اسلام خارج شده است.»
اقداماتی از قبیل فاصله گرفتن از بی‌خردان و کسانی که مرزهای اعتقادی و اخلاقی را هتک می‌کنند، از این موارد است.
همچنین رسول اکرم (ص) می‌فرماید: «حکیم‌ترین مردم کسی است که از نادانان فاصله بگیرد. ارتباط با اشرار که شخصیت انسان را به زیر سؤال می‌برد و حیثیت اجتماعی نیکان را می‌شکند ممنوع اعلام می‌گردد.»
امام علی (ع) نیز فرمودند: «همنشینی با تبهکاران موجب بدبینی به نیکوکاران می‌شود.»
آنان که در مجالستها، مرزهای اعتقادی و اخلاقی را می‌شکنند و با اشخاص بدنام نشست و برخاست می‌نمایند، باید بدانند که خود را در معرض تهمت قرار داده‌اند و به فرموده رسول اکرم (ص): «سزاوارترین مردم به تهمت، کسی است که همنشین اهل تهمت باشد.»
مدیریت علوی و معاشرت
توصیه‌های امام علی (ع) به مالک اشتر در عهدنامه معروف خود که در واقع حکم حکومتی بود، نقطه عطفی در دانش مدیریت اسلامی محسوب می‌شود.
مولای متقیان حضرت علی (ع) به نماینده خودکه می‌باید مدیریت سرزمین پهناور مصر را برعهده بگیرد، چنین توصیه می‌فرماید:
«ای مالک، بدترین وزیران تو کسانی هستند که پیش از تو، کسی که با آن تبهکاران در کارها شرکت داشته، نباید از نزدیکان و محرم راز تو قرار بگیرد، زیرا آنان یاوران گنهکاران و برادران ستمگرانند.»
نکته مهمی که در عهدنامه امام به مالک اشتر به چشم می‌خورد، شیوه معاشرت مدیران با زیردستان خود است که مهمترین اصول معاشرتی را به شرح زیر چنین برشمرد:
الف) کنترل معاشرت‌های شخصی مدیران توسط خویش.
ب) توجه مدیر به اینکه معاشرت‌های وی الگو واقع می‌شود.
ج) گریز از پیوند با افراد ناشایست به دلیل خویشاوندی با آنان.
د) توصیه به معاشرت با مردمان اصیل.
این توصیه‌ها نیز شکل حکومتی داشته و در فرمان امام علی (ع) خطاب به مالک‌اشتر به آن اشاره شده است، چنانچه امام می‌فرماید:
«پس ای مالک، در حوزه مدیریت خویش، با افراد اصیل و خانواده‌های صالح و خوش سابقه پیوند برقرار نما و سپس با مردمانی که دارای صفاتی چون رشادت و شجاعت و سخاوت و بزرگواری هستند معاشرت کن، زیرا چنین مردمی منبع کرامت و شاخه‌های درخت فضیلت هستند.»
ه) تذکر به مدیران خاطی در معاشرت‌های مخالف با اصول اسلامی. (اشاره به نامه امام علی (ع) به عثمان بن حنیف انصاری در زمانی که به عنوان فرماندار بصره منصوب شد و به یک میهمانی مخالف با اصول مدیریتی اسلامی پا گذاشته بود.) به‌طوری‌که در این خصوص می‌فرمودند: «و من گمان نمی‌کردم که تو میهمانی گروهی را بپذیری که فقیران را رانده و اغنیاء را خوانده باشند.»
انگیزه نوشتن این نامه، از طرف حضرت علی (ع) چیزی جز تعلیم شیوه معاشرت در مسند مدیریت نیست و ما از همه این هدایتها درمی‌یابیم که مدیر باید در مقام مسئولیت، همنشینیها و معاشرتهای خود را، بر محور ارزشهای اسلامی تنظیم کند.
مشاورت
عقل جمعی و احترام به آن ضمن بستر‌سازی دیدگاههای مستعد در جامعه، مدیر را از خودرأیی و استبداد حفظ می‌کند و حاصل عملکرد او را ارتقا می‌بخشد.
قرآن شریف که کتاب پرورش شخصیت، و برنامه جامع مدیریت، در نظام تشکیلاتی اسلام است تا آنجا به موضوع شورا اهمیت می‌دهد که از امور مهم حکومتی گرفته، تا از شیر‌گرفتن کودکی در محیط خانواده را به مشورت واگذار می‌کند.
«هر‌آنگاه که پدر و مادر با رضایت و مشورت بخواهند کودک را زودتر از شیر بازگیرند گناهی بر آنها نیست.»
از خصلتهای نیکویی که قرآن برای انسانهای شایسته، در ردیف پذیرش دعوت خداوند و اقامه نماز و انفاق رزق برمی‌شمرد، مشورت است، به‌طوری‌که می‌فرماید: «آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را به‌پا داشتند و امورشان را به مشورت گذاشتند و از آنچه که روزیشان کردیم، انفاق می‌کنند.»
«ای پیامبر! در کارها با مسلمانان مشورت کن»
مشورت در زندگی سیاسی و نظامی پیامبر اسلام (ص)، به عنوان اصلی تربیتی مورد توجه قرار داشته است و در بسیاری از موارد یاران راستین خود را به حضور فرامی‌خواند و موضوع خاصی را با آنها به مشاوره می‌گذاشت.
یکی از اصول اخلاقی در مدیریت اسلامی این است که مدیر باید از برملا کردن عیبها و شکستن روحیه کارکنان بپرهیزد.
در جنگ «احد» که سپاه هزارنفری قریش از مکه با همه ساز‌وبرگ نظامی برای هجوم به مدینه آماده شده بود پیامبر خدا اصحابش را دور خودش جمع کرد و در رابطه با این موضوع که در شهر مدینه بمانند و یا اینکه در بیرون شهر با دشمن بجنگند مشورت کرد و چنین نتیجه گرفت که باید از شهر خارج شد.
مورخان و مفسران اسلامی یکی از صفات پیامبر را در مسند مدیریت، کثرت مشاوره دانسته‌اند و گفته‌اند: «سیره پیامبر چنین بود که با اصحاب خود زیاد مشورت می‌کرد.»
رسول گرامی اسلام (ص) در حالی به اصل مشورت توجه و تأکید داشتند که خود عقل کل و پیوسته به منبع بیکران وحی بودند، لیکن مشاوره را به دلیل اهمیت ذاتی و آثار اجتماعی آن به عنوان یک اصل مدیریتی مورد تأکید و مطمح نظر داشتند.
فواید و برکات مشاوره
1- کمک گرفتن از اندیشه دیگران و افزایش عمق بینش خویش و اخذ تصمیم‌های مدبرانه.
2- مشاوره موجب شکوفایی استعدادهای بالقوه می‌شود.
3- مشاوره خطاها را به انسان می‌شناساند.
4- مشاوره آزمونی است برای سنجش توان فکری افراد مورد مشاوره.
5- مشورت باعث افزایش میزان مطلوبیت می‌شود.
6- مشورت استبداد و خود‌محوری را کاهش می‌دهد.
7- مشورت رابطه‌ای دوسویه است که طی آن آگاهی افراد افزون می‌گردد.
ویژگی مشاوران
در بینش اسلامی چهار اصل برای مشاوران در نظر گرفته شده است.
الف- عقل:
«پیامبر اکرم (ص): «عاقل را مرشد خود قرار دهید و سرپیچی از راهنماییهای او نکنید که پشیمان خواهید شد.»
ب- تقوا:
«پیامبر اسلام (ص):‌ »متقین و پرهیزکاران را مورد مشورت قرار بده، آنان که در کارها آخرت را بر دنیا و شما را بر خویش مقدم می‌دارند.»
ج- آگاهی و صلاحیت:
«پیامبر اسلام (ص): «با آگاهان صالح مشورت کنید پس آنگاه که برای انجام کاری تصمیم گرفتید توکل کنید.»
د- تجربه:
علی (ع): «ارزش نظر مرده به مقدار تجربه و آزمودگی اوست.»
علی (ع): «نظر پیرمرد سالخورده از کوشش جوان کم‌سن و سال در پیش من محبوبتر است.»
جاهل، بخیل، ترسو، حریص، لجوج و مستبد به رأی کسانی هستند که نمی‌توان با آنها مشورت کرد و ما اینجا تنها سخن مولای متقیان علی (ع) را به مالک اشتر شاهد می‌آوریم:
«ای مالک! در نحوه مشورت خود بخیل را وارد مکن که تو را از نیکی و بخشش بازداشته و از فقر و تهیدستی می‌ترساند، و ترسو را مورد مشورت رار مده که اراده تو را در کارها سست می‌گرداند و با انسان حریص و آزمند مشورت منما که طمع و حرص او، ستمگری را در نظر تو خوب جلوه می‌دهد. پس بخل و ترس و آز، غرایز گوناگونی هستند که ریشه همه آنها را بدگمانی به خداوند تشکیل می‌دهد.»
مشارکت
اجرای مسئولیت مدیریت، بدون همکاری زیر‌مجموعه سازمان- که همان کارکنان هستند- به سرمنزل مقصود نخواهد رسید. چون مدیر یک نفر است با توان و نیروی محدود، لیکن اگر این توان محدود بتواند با اجزای سازمان به خوبی ارتباط برقرار کرده و مشارکت آنان را جلب کند، در تحقق اهداف سازمان موفق خواهد بود.
آیین مقدس اسلام مشارکت را از نشانه‌های انسانیت دانسته‌اند و به آن ارزش ویژه بخشیده است.
حضرت علی (ع) در نامه‌ای به فرماندار بصره «عثمان بن حنیف» به خاطر شرکت در میهمانی شامی که فقیران از آنجا رانده و خوشگذرانان فرا‌خوانده شده بودند، به عنوان اعتراض می‌فرماید:
«آیا قناعت کنم به اینکه مردم مرا امیر‌المؤمنین بگویند، در‌حالی‌که در سختیهای روزگار و تلخی‌های زندگی با آنان شریک نباشم؟»
و نیز در بخش دیگری از همین نامه می‌فرماید:
«ای وای از اینکه هوای نفس، مرا مغلوب خود سازد و به سوی انتخاب لذیذترین خوراکها بکشاند، در شرایطی که شاید در منطقه حجاز و یا سرزمین یمامه کسانی یافته شوند که امید یک قرص نان را هم نداشته و مدتها است که شکمشان سیر نشده است. آیا سزاوار است با شکم سیر شب را به صبح آورم، در‌حالی‌که به گردم شکمهای گرسنه و جگرهای سوزان باشد؟»
تواضع
تواضع نشانه بالندگی انسانی در مقام رفیع انسانیت است که خود نشان از سجایای اخلاقی و رشد و پویای در شخص متواضع دارد. تواضع ضمن اینکه برای آحاد جامعه پسندیده است، برای مدیران، به واسطه برخورداری از اهرم‌های قدرت بسیار لازم بوده و مورد تأکید قرار گرفته است.
خداوند این اصل اخلاقی و انسانی را در مدیریت پیامبر اکرم (ص) توصیه می‌کند و می‌فرماید:
«پیامبر! در مسند رهبری و مدیریت بالت را برای هر‌کس از مؤمنین که پیرو تو است، فرود آور»
افراد جاهل، ترسو، حریص، لجوج و مستبد به رأی کسانی هستند که نمی‌توان با آنها مشورت کرد.
اجرای مسئولیت مدیریت بدون همکاری زیر‌مجموعه سازمان به سر‌منزل مقصود نخواهد رسید.
آثار تواضع در حوزه‌های تحت مدیریت
برکات تواضع فراوان است، که به مهمترین آنها به طور مختصر اشاره می‌کنیم:
1- مدیر برای پیشرفت کارها نیازمند محیطی است که صفا،‌هماهنگی، یکپارچگی و یکدلی بر آن حکومت کند و تواضع موجبات محبت را بین مدیر و سایر همکاران به وجود می‌آورد.
مولای متقیان علی (ع)‌در‌این‌باره می‌فرماید:
«نتیجه فروتنی محبت است.»34
2- نظم در کارها باعث می‌شود تا دستیابی به مقصود زودتر حاصل شود و تواضع در تنظیم امور و جریان طبیعی کارها نقش مؤثری دارد.
به فرموده علی (ع):
«به فروتنی و فرود آوردن بال کارها انتظام می‌گیرد.»
3- مدیر با برخوردهای متواضعانه خود در عمل انسانیت و فضیلت را به نمایش می‌گذارد.
علی (ع):‌ »فروتنی فضیلت را نشر می‌دهد.»
4- تواضع زینت و آراستگی مدیریت است: علی (ع): «زینت بزرگواری، فروتنی است.»
5- تواضع مدیر، جلو سرکشی دیگران را می‌گیرد:
پیامبر اکرم: «فروتنی را پیشه خود سازید تا فردی بر فرد دیگر سرکشی نکند.»
6- تواضع نمایانگر عقل و اندیشه است:
امام کاظم (ع):‌ »لقمان فرزندش را نصیحت می‌کرد که در مقابل مردم فروتن باش تا عاقلترین مردم باشی.»
7- تواضع از موضع مدیریت نشانگر بزرگواری است:
پیامبر اسلام: «کسی که در مسند بلندی قرار گرفته و از آن جایگاه تواضع کند، برترین مردم است.»
8- تواضع از نشانه‌های پرهیزکاران محسوب می‌شود:
علی (ع) در وصف پرهیزکاران فرمود: «رفتار و مشی متقین فروتنی است.»
9- مدیر اسلامی به اخلاق و رفتار متواضعانه با دید عبادت می‌نگرد:
علی (ع): «بر تو باد به فروتنی، پس همانا فروتنی از بزرگترین عبادتها است.»
وفای به عهد
اصل وفاداری به عنوان یک صفت پسندیده در تمامی فرهنگ‌ها و تمدنها موجب اثبات تعهد و دینداری و فرهنگ‌مداری افراد می‌شود.
انسان نیز به طوری فطری از وفای به عهد لذت می‌برد و از خلف وعده متنفر است.
از نظر اسلام وفای به عهد و پیمان دارای آنچنان اهمیتی است که قرآن کریم در آیات بسیاری مسلمانان را به این خصلت انسانی تشویق می‌کند و آن را از نشانه‌های مؤمنان پیروز به حساب می‌آورد. در سوره مؤمنون آیه 1 تا 8 آمده است:
«هماناا مؤمنان رستگار شدند آنان‌که در نمازشان خضوع و خشوع دارند و به امانتها و پیمان خویش وفا دارند.»
قرآن کریم در جای دیگر واژه «عقود» را که جمع «عقد» و به معنای قراردادهای طرفین است آورده است و مؤمنان را مورد خطاب قرار می‌دهد و در سوره مائده آیه 1 می‌فرماید:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید به عهد و پیمانها وفا کنید.»
یکی از چیزهایی که در روز قیامت از انسان بازخواست می‌شود، همین پیمانها و عهدهاست. در سوره اسرا آیه 36 آمده است:
«به پیمان خود وفا کنید که البته بازخواست می‌شوید.»
از میان همه روایاتی که پیرامون وفای به عهد داریم، روایت زیر می‌تواند اهمیت وفای به عهد را هر‌چه بهتر بشناساند.
پیامبر خدا (ص) فرمودند: «کسی که به عهد و پیمان خود وفا نمی‌کند دین ندارد.»
آثار منفی پیمان‌شکنی و عدم وفای به عهد
1- اعتماد و اطمینان را در محیط کار از بین می‌برد.
2- به صمیمیت و صفای ما بین افراد لطمه وارد می‌سازد.
3- اضطراب و تزلزل را بر تشکیلات حاکمیت می‌بخشد.
4- روحیه نفاق و دورنگی را که از تضاد بین گفتار و کردار به وجود می‌آید رشد می‌دهد.
5- شخصیت انسانها و اعتبار سازمانها را می‌شکند.
عمر انسانها را تلف، فرصتهای مناسب را نابود و سرمایه‌های موجود را معدوم می‌سازد.
با توجه به کلام مولا علی (ع) آثار منفی ناشی از خلف وعده و پیمان‌شکنی را می‌توان چنین برشمرد.
امیر‌ مؤمنان علی (ع)‌ در عهدنامه خود به مالک اشتر وفای به عهد را به عنوان یکی از مهمترین فرایض در اجتماع بشری می‌داند و حتی شکستن پیمان را در مورد دشمن نیز جایز نمی‌داند و به مدیر منطقه مصر توصیه می‌کند تا از پیمان‌شکنی برحذر باشد. در‌این‌باره می‌فرماید:
«و هر‌گاه مابین خود و دشمن پیمانی برقرار ساختی و لباس امان بر او پوشاندی، به پیمان خود وفادار باش و تعهدات را به نیکی رعایت کن و خویش را در نگهبانی از پیمان سپر قرار بده زیرا هیچ امری از واجبات خداوند در جامعه بشری با همه خواسته‌های گوناگون و پراکندگی اندیشه‌ها مهمتر از وفاداری نسبت به پیمانها نیست و حتی مشرکان هم‌ پیش از مسلمانان وفای به عهد را بر خود لازم می‌دانستند زیرا به خسارت و بدعاقبتی پیمان‌شکنی آگاهی داشتند.»
احترام به سنت‌های نیک
در درون هر محیط و سازمان راه، روش، رفتار و عاداتی نهادینه شده است که بخشی از آن خوب (سنت حسنه) و بعضی بد (سنت سیئه) هستند. سنتهای حسنه چون ریشه‌های فطری و تاریخی دارند. لزوماً می‌باید مورد توجه مدیران قرار گیرد.
در اهمیت این موضوع امام پرهیزکاران حضرت علی (ع) در دستور‌العمل معروف خود به مالک اشتر به عنوان مدیر سرزمین پهناور مصر، توصیه می‌فرماید:
«ای مالک! سنت نیکی را که بزرگان این امت با عمل خود امضا نموده‌اند و موجبات الفت را در میان مردم فراهم ساخته و مردم بر محور آن به صلاح و سعادت رسیده‌اند، مشکن، و مبادا سنتی نوین را رواج دهی که به سنتهای نیک گذشته زیان وارد کند. پس آگاه باش که پاداش عمل به سنتهای نیک برای بنیانگذارش است و گناه شکست آن بر تو خواهد بود.»
جمع‌بندی
جمع‌بندی پژوهش اخلاق مدیریت به ما ضمن یادآوری اصول هفت‌گانه:
پوشش معایب، معاشرت، مشاوره، مشارکت، تواضع، وفای به عهد و احترام به سنت‌های نیک می‌آموزد که مدیریت در شاخه اخلاق خود یک عنصر مهم، رشد‌یافته و اثربخش در اداره هر مجموعه است و می‌باید به طور دایم به نهادینه کردن آن در افراد و سازمانها اهتمام ورزید.
 انقلاب صنعتی و توسعه سریع تجارت وصنعت و به‌تبع آن ارائه خدمات مورد نیاز جوامع صنعتی و استفاده بیشتر از تجهیزات و ابزار پیشرفته، باعث شد که بین ویژگیهای انسانی و ابزار و تجهیزات و ماشین‌آلات ناهمخوانی به وجود آید، این امر به‌ویژه بعد از جنگ جهانی دوم به نحو چشمگیری احساس شد.
«ارگونومی» دانش جدیدی است که بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکا شکل گرفت و هدف آن کوشش برای ایجاد تناسب میان ابعاد و آرایش ساختمان،‌ ابزار و تجهیزات، ماشینها و محیط کار با ویژگیها و تواناییها و ابعاد انسانها بوده و افزایش بهره‌وری تولید و حفظ سلامت بدنی و روانی کارکنان از دیگر اهداف مهم آن است.
در این نوشتار سعی شده به تشریح عوامل ارگونومیک و ضرورت به‌کارگیری آن (با توجه به مد‌نظر قرار دادن زیباسازی شعب) پرداخته و پیشنهادها و راه‌حل‌هایی نیز ارائه گردد.
واژه «ارگونومی» تلفیقی از دو واژه «ارگو» (به معنی کار) و «نوموس» (به معنی قانون) است. این واژه نخستین بار از سال 1857 میلادی توسط فردی به نام «ووجیسچ جاسترزبوسکی» در یک روزنامه لهستانی به کار برده شد (1:7)
انسانها دارای ویژگیهای مشخص هستند؛ شاید بتوان آنها را به ویژگیهای آناتومیک، فیزیولوژیک و سایکولوژیک (روانی) تقسیم کرد. به‌طور‌کلی می‌توان گفت که عامل استر‌زا یا عامل زیانبار ارگونومیک هنگامی وجود دارد که نیازمندی‌های شغلی از توانمندی‌ها و قابلیتهای فردی تجاوز کند و از‌این‌رو، به عنوان یک راهبرد کلی، همیشه باید تلاش کرد که تواناییها و قابلیتهای افراد بر نیازمندیهای شغلی پیشی بگیرد و بر آن تفوق داشته باشد. در این زمینه ارگونومی به سنجش و ارزیابی توانمندیهای انسانی می‌پردازد و مهندسان و طراحان را در هرچه متناسبتر ساختن سیستمها و فرایندها با ویژگیهای انسانی یاری می‌دهد.
در بسیاری از محیطهای اداری در کشورمان، طراحی ساختمان، طراحی محل استقرار تجهیزات، نوع و ارتفاع میز و صندلیها،‌ تابیش نور، تناسب شغل یا ویژگیهای جسمی و روانی کارکنان و دیگر عوامل ارگونومیک، متناسب با کاربران آنها نبوده و به‌تبع آن، غیبت‌های ناشی از کار، نارضایتی شغلی کارکنان، افزایش هزینه‌های درمانی و کاهش ارائه خدمات را به دنبال خواهد داشت.
در بانکها مانند سایر محیطهای اداری در به‌کارگیری صحیح عوامل ارگونومیک توجه کافی به عمل نیامده است و با توجه به نقش مهم بانکها در روند توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورمان، این موضوع یکی از عوامل نارضایتی کارکنان و کاهش بهره‌وری محسوب می‌شود. در بانکها نیز همانند بسیاری از محیطهای اداری کشور، طراحی ساختمان، محل استقرار تجهیزات، تابش نور، نوع و ارتفاع میزها و صندلی‌ها و تناسب ویژگیهای جسمی و روانی کارکنان با وظایف محموله، متناسب با کاربران آنها نیست.
پیشگامان و مکاتب مرتبط با ارگونومی
شاید اولین نظریه‌پردازان ارگونومی را به شکل نوین بتوان طرفداران مکتب مدیریت علمی که از قرن نوزدهم شکل گرفت، نام برد. اگرچه ارگونومی بعد از جنگ جهانی دوم به عنوان یک علم نو مطرح شد، اما نظریه‌ها و دیدگاههای دانشمندان قرن نوزدهم پایه و اساس تفکر ارگونومیک است.